تبليغاتX
هنوز عاشق ترینم ای تو تنها باور من

هنوز عاشق ترینم ای تو تنها باور من

// زنــــــده ام بـــــا عـــشــــق تــــو // تقدیم به محمدم

 

سلام  دوستان عزیز

دیگه تو این وبلاگ پستی باز نمیشه

ولی مرتب میامو بش سر میزنم

امری بود کامنت بذارین

البته یه مدت که بگذره ممکنه وبم رو حذفش کنم....

همتون رو به خدا میسپارم

یا علی

جمعه 15 اردیبهشت1391ساعت 15 توسط باران| |

 

من نگویم که مرااز قفس آزاد کنید


قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

 

فصـل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا


بنشینید به بـاغی و مرا یاد کنید

 

 

پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 8 توسط باران|

 

من از قصه زندگی ام نمی ترسم

من از بی تو بودن،به یاد تو زیستن

و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد

مرا دریاب

فردا دیر است.....

 خسته ام...........

 

جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 13 توسط باران|

 

نبار باران زمين جاي قشنگي نيست

من از جنس زمينم خوب ميدانم،

که دريا جد تو

دريک تباني ماهي بيچاره را

درتور ماهيگير گم کرده

نبار باران زمين جاي قشنگي نيست

من از جنس زمينم خوب ميدانم،

که گل در عقد زنبور است ولي از يک طرف

سوداي بلبل يک طرف،

خال لب پروانه را هم دوست ميدارد

نبار باران زمين جاي قشنگي نيست

من از جنس زمينم خوب ميدانم،

که اينجا جمعه بازار است وديدم

عشق رادر بسته هاي زرد کوچک نسيه ميدادند

در اينجا قدر نشناسند مردم

دراينجاشعرحافظ رابه فال کوليان اندازه ميگيرند

زمين سرد است و بي احساس ،

طراوت دور،

چرا بيهوده مي آيي

 

پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت 0 توسط باران|

 

"مادر" دو بخش دارد

و

"ما" هر چه فریاد داریم از بخش دوم است ...در...

 

صورت سرخ مـادرم چو نیلـی بنفشه بود

 

 قامت سرو  مادرم چنان کمان خمیده بود

 

 ظلم عدو به مادرم قصهّ پر  شراره بود

 

شکسته دست مادرم به پشت درب خانه بود

 

جدایی ازتو مادرم مراچو یک فسانه بود

 

نگاه و چشم مادرم چویک غزال خفته بود

 

درون اشک  مـادرم هزار ویک  گلایه بود


 

چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 12 توسط باران|

  

 

«باسمه تعالی»

فرم ثبت نام

سفر زیارتی-سیاحتی و همیشگی آخرت

لطفا ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید:

نام: انسان

نام خانوادگی: آدمی زاد

نام پدر: آدم

نام مادر: حوا

نژاد: خاکی

لقب: اشرف مخلوقات

صادره از: دنیا

ساکن: زمین

مرز عبور: پل صراط

مقصد: بهشت یا جهنم

ساعت حرکت: هر وقت خدا بخواهد

 

وسائل مورد نیاز:

1-ولایت ائمه اطهار (ع) و بیزاری از دشمنانشان

2-رضایت امام زمان (عج)

3-انجام واجبات و ترک محرمات

4- امر به معروف و نهی از منکر

5- دعای والدین و مومنین

6- نماز اول وقت

7-صداقت

8-وفای به عهد

9-دو متر پارچه سفید

توجه:

ا-خواهشمند است جهت رفاه و ایمنی خود خمس و زکات مال خود را قبل از پرواز بپردازید

2-از آوردن ثروت. پول. مقام. منزل. ماشین حتی داخل فرودگاه جدا خودداری نمائید

3-حتما قبل از حرکت به بستگان خود تذکر تا از آوردن دسته گل های سنگین. سنگ قبر گران. وتجملاتی و نیز مراسم های پر خرج و غیره خودداری نمایید

4-جهت یادگاری قبل پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور مربوط به فقرا تقسیم نمائید

5-در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید:

آیات 2و 3 سوره الطلاق- سوره اعراف 55- سوره توبه129- سوره نساء45-سوره بقره 186

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درتمام اوقات شبانه روز

به صورت رایگان،مستقیم وبدون وقت قبلی به قرآن

و سنت پیامبر (ص) مراجعه فرمائید

امیدواریم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید.!!!

سرپرست مجری سفر : حضرت عزرائیل

 

چند لحظه تامل کافیست.....

تا به حال واسه این سفرمون چه کار کردیم؟

آیا تا به حال به این موضوع فکر کردیم؟

واسه لوازم و وسائلش؟

واسه توشه راهمون؟

خدایا کمکمون کن تا کم نیاریم تو این سفر

 

سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 13 توسط باران|

 

به جانان رازدل گفتم،چوغافل بوداز رازم

زباغ عشق بیرون بود،اگر نشنید آوازم

 

چراچون بوم درویرانه مانم؟من که چون شاهین

همیشه برفراز قله ها بوده است پروازم

 

دل غم پرور من،ذوق شادی را نمی داند

که باحسرت کشان همدم،که بااندوه دمسازم

 

کسی نشنید از لب های من،حرف شکایت

اگرچه غصه ها باشدبه دل،ازبخت ناسازم

 

برای آن که دشمن هم نبینددشمنی ازمن

رهاهرگز نشدتیر ازکمان ناوک اندازم

 

ز ناز نازنینان،اتش دل سردکی گردد؟

نیازمن فراوان است،اما تشنه ی نازم

 

 

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند

می گویند حساسیت فصلی است ...

آری... من به فصل فصل این روزگار بی رحم حساسم...

 

دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 8 توسط باران|

 

 

ببار باران که دلتنگم...

مثالِ مرده بی رنگم

 ببار باران کمی آرام...

 که پاییز هم صدایم شد

 که دلتنگی وتنهایی

رفیق باوفایم شد

 ببار باران......

 بزن برشیشه ی قلبم

بکوب این شیشه را بشکن

 که درد کمتری دارد

اگر با دستِ تو باشد

 ببار باران.....

 که تا اوج نخفتن ها

مدام باریدم ازیادش

 ببار باران...

درخت وبرگ خوابیدن

 اقاقی..یاس وحشی..کوچه ها

روزهاست خشکیدن

 ببار باران...

جماعت عشق را کشتن

 کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن

 ولی باران تو با من بی وفایی...

 تو هم تا خانه ی همسایه می باری

و تا من  می شوی یک ابرتوخالی

 ببار باران....

 ببار باران......که تنهایم

 

 

 

شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 12 توسط باران|


 

چو باران باش،

 

 ببار

 

و نپرس کاسه های خالی ازان کیست؟

 

(کوروش بزرگ)

 

 

شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 1 توسط باران|

 

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

یک نفر تنها ولی با تو

 

جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 11 توسط باران|

 

 

از همه اندوهگین تر کسی است

که از همه بیشتر می خندد

 

 

مرا اینگونه باور کن،

کمی تنها کمی بی کس،

کمی از یادها رفته،

خدا هم ترک ما کرده،

خدا دیگر کجا رفته؟

نمیدانم مرا آیا گناهی هست؟

که شاید هم به جرم آن؛

غریبی و جدایی هست

 

 

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد

ولی باران نمی داند

که من دریایی از دردم

به ظاهر گر چه می خندم

ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

 

 

چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت 17 توسط باران|

 

 

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست

 

گردر این خلوت بمیرم،هیچ کس آگاه نیست

 

من دراین دنیا به جز سایه ندارم همدمی

 

این رفیق نیمه راهم گاه هست گاه نیست

 

 

دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 19 توسط باران|

Design By : Night Melody